تبلیغات
ره توشه ها - چشم برزخی آیت الله کشمیری

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه


ره توشه ها
 
با ما همراه شوید

خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 خرداد 1394 توسط alli rezaei

هنگام بیرون رفتن از خانه هراسی در من پدید می آمد که مبادا نگاهم ناخودآگاه به شخصی بیفتد که برای او مقام و منزلتی قائلم ولی چهره برزخی نامناسبی داشته باشد!...

برزخی

ایت الله کشمیری
حضرت آیت الله سید عبدالکریم کشمیری قدس سره می فرمودند: در نجف اشرف به خاطر ریاضت های شرعی و حشر و نشری که با اولیای خدا داشتم، چشم برزخی من باز شده بود و صورت برزخی اشخاص را می دیدم. بسیاری از افراد سرشناس که برای آنها احترام فوق العاده ای قائل بودم، صورت های برزخی ناخوشایندی داشتند و دیدن آنها بسیار آزارم می داد، ولی در میان اشخاصی که در حوزه نجف مطرح نبودند و یا در حوزه اخلاق و عرفان نیز معروفیتی نداشتند افرادی بودند که چهره برزخی شان بسیار زیبا و تماشایی بود، و همین امر باعث شده بود که کمتر در مجامع حاضر شوم و غالباً سعی می کردم با کسی مراوده نداشته باشم.

به تدریج که این حالت فزونی می گرفت، به هنگام بیرون رفتن از خانه هراسی در من پدید می آمد که مبادا نگاهم ناخودآگاه به شخصی بیفتد که برای او مقام و منزلتی قائلم ولی چهره برزخی نامناسبی داشته باشد! به همین جهت حتی المقدور می کوشیدم که سرم به پایین باشد و نگاهم با اشخاص تلاقی پیدا نکند! یک روز که در خلوت خود به " محاسبه نفس " مشغول بودم و حالت مراقبه ای داشتم با خود گفتم: اگر چه در اثر باز شدن چشم برزخی به مراحل بیشتری از یقین قلبی رسیده ام، ولی در عوض نظرم نسبت به برخی اشخاص تغییر یافته و حسن ظن من درباره آنان دارد به سوء ظن مبدل می شود و این از نظر اخلاقی کار درستی نیست! زیرا امکان دارد که در آینده در اثر استغفار و یا انجام اعمال شایسته صورت کریه و زشت برزخی آنان عوض شود ولی من درباره آنان براساس همین صورت فعلی داوری کنم و قائده " استحصاب " را درباره آنان جاری سازم! و مرتکب خطا و اشتباه شوم!

لذا در فکر چاره جویی برآمدم و تصمیم گرفتم با مراجعه به اهل بصیرت مشکل خود را برطرف کنم. چند روزی گذشت و یکی از عارفان وارسته و بلند پایه ای که در یکی از شهرهای هند سکونت داشت به قصد زیارت و عتبه بوسی حضرت امیر (ع) به نجف آمد. سال ها بود که او در ایام به خصوصی از سال به نجف می آمد و یک اربعین به ریاضت های شرعی می پرداخت و بعد به شهر و دیار خود بر می گشت، و من چند سالی بود که توفیق آشنایی با او را پیدا کرده بودم و از محضر نورانی اش استفاده می کردم. روزی که او به دیدار من آمد، در همان نگاه اول به حالت من پی برد و به من گفت: به دست آوردن چشم برزخی خیلی دشوار است و از دست دادن آن بسیار آسان!

گفتم: طاقت ادامه دادن به این وضع را ندارم! گفت: امروز به قصابی محل مراجعه کن و گوشت گوساله ای بخر و بگو در حیاط خانه در فضای باز آن را بر روی آتش کباب کنند و بعد نوش جان کن! مشکل تو فوراً بر طرف می گردد! طبق دستوری که داده بود عمل کردم، و با فرو بردن اولین لقمه کباب بود که چشم برزخی من بسته شد! و حالت عادی خود را پیدا کردم و بعد از مدت ها نفسی به راحتی کشیدم!

پیام ها و عبرت ها از این داستان: اغلب بزرگانی که دارای چشم برزخی اند، دوام این حال را به جهاتی خواستار نیستند و مهمترین علت آن را می توان در به هم خوردن نظم طبیعی و روال عادی زندگی آنان جستجو کرد! اگر روزی چشم برزخی شما باز شود و صورت زن و فرزند و بستگان و یاران خود را به گونه ای زشت ببینید که هرگز در عالم خیال هم تصور آن را نمی کردید! چه می کنید؟!

اگر شما وارسته و راه رفته ای باشید، راهی جز تحمل این ریاضت اجباری نخواهید داشت! ولی تا کی و تا کجا؟! مگر امکان دارد که انسان شب و روز با افرادی رفت و آمد داشته باشد که غالباً صورت حیوانی دارند نه انسانی؟! و آنان که این حالت را به گونه ای تحمل می کنند که روابط اجتماعی آنان مختل نمی گردد، بسیار نادرند و گفته اند: النادر کالمعدوم!

این که زیاده روی در مصرف گوشت، کراهت دارد به خاطر آن است که لطافت روح آدمی را از میان می برد و خصلت های حیوانی را در انسان تقویت می کند. زیاده روی نه تنها در مصرف گوشت، که در هیچ امری پسندیده نیست حتی اعمال عبادی! افراط و تفریط در هر کاری انسان را از حالت " اعتدال " خارج می کند و نظم زندگی را از میان می برد و غالبا به کژروی ها و کژفهمی ها می انجامد.کسانی که سرگرم خودسازی و ریاضت های شرعی اند، به اندازه و قدر نیاز از مواد خوراکی از جمله گوشت استفاده می کنند و بیشتر از " گوشت سفید " مانند مرغ و ماهی بهره می گیرند تا " گوشت قرمز "، و چون گوشت گوساله در میان انواع گوشت ها از مواد پروتئینی بیشتری برخوردار است، کمتر مورد استفاده افراد صافی دل و صافی ضمیر قرار می گیرد و به خوردن آن چندان رغبتی از خود نشان نمی دهند، زیرا تأثیر فوری آن را در کاهش لطافت روح، به تجربه در یافته اند.

گشوده شدن چشم برزخی ریشه در صفای " نفس " و لطافت باطنی دارد که به تدریج در اثر انجام اعمال عبادی و تزکیه و مراقبه و محاسبه به دست می آید، ولی به خاطر عمل مکروهی حتی، بی درنگ آسیب می بیند و از صفای درون آدمی می کاهد. این مرحله از سیر و سلوک که به سالک چشم برزخی می دهند، اهمیت بسیار دارد و سالک لحظه به لحظه در معرض آزمون الهی قرار دارد. به این مرحله نیز همانند سایر مراحل سلوکی دل نباید بست و هدف نهایی از سیر و سلوک را که رسیدن به سر منزل کمال است، نباید فراموش کرد. باید دید و گذشت و به راهی که در پیش روست توجه داشت، نه راهی که پشت سر نهاده شده است!

باید به تفاوت درجات سلوکی سالکان عنایت کامل داشت و درباره ی شیوه رفتاری آنان با تأمل و درنگ به داوری نشست. تا منزلت سلوکی مردان خدا را نشناسیم و با اقتضائات هر یک از منازل سلوکی آشنا نباشیم، باید از سخن گفتن درباره ی شیوه سلوکی عارفان الهی و به نقد کشیدن آراء و نظرات آنان پرهیز کنیم. روزی در محضر حضرت آقای مجتهدی قدس سره سخن از سیر برزخی سالکان بصیر و روشن ضمیر در همین نشأه دنیوی بود، و آنان به خاطر آن که پیش از فرا رسیدن اجل طبیعی، از خود مرده اند و به تولد دوباره ای نایل آمده اند، سیربرزخی خود را در همین دنیای خاکی آغاز می کنند تا سرانجام به عروج افلاکی نایل آیند: گرچه پابند تنم، جانم ز جانان دور نیست، مرغ عاشق در قفس هم سیر گلشن می کند.

حضرت آقای مجتهدی قدس سره می فرمودند: سالک وارسته ی دل آگاهی نیست که هرچند به صورت زودگذر، سیر برزخی نداشته باشد. با گشوده شدن چشم و گوش برزخی است که عارف الهی نادیدنی ها را می بیند و ناشنیدنی ها را می شنود.
آری بزرگواران این بود جملاتی از بزرگان در مورد چشم برزخی. خدایا به ما توفیق خودسازی و سلوک در راه خودت را عنایت بفرما تا در همین دنیا چشم برزخی ما گشوده شود و آنچه از غیب و شهود را باعقل پذیرفته‌ایم با چشم دل ببینیم تا در یقین و باور ما افزوده شود.

پی‌نوشت:
این مطلب برگرفته از سایت صالحان می‌باشد.




طبقه بندی: مذهبی، دینی، 
برچسب ها: کشمیری، برزخی، چشم،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو