فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه


ره توشه ها
 
با ما همراه شوید

خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 دی 1392 توسط alli rezaei

بعد از پرواز ناگهان اعلان کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه، که باعث از کار افتادن یکی از موتورهای هواپیما شده، مجبوریم فرود اضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشیم.

fun1173



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: مادر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 آبان 1392 توسط alli rezaei

دکتری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: خواستگاری،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آبان 1392 توسط alli rezaei

ابن سیرین جوانی بود زیبا چهره و دارای سیمایی همانند یوسف پیامبر...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: شاگرد، پارچه،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 آبان 1392 توسط alli rezaei

تازه راه افتاده بودند که پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی که از خوشحالی برق می زد، گفت...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: هدیه، پسر، برادر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط alli rezaei

وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند، ناگهان...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: خسیس، وصیت،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 مهر 1392 توسط alli rezaei

یك روز عصر قبل از شام، پدر متوجه فرزند چهار ساله خود شد كه داشت در كنار اطاق با چند تكه چوب بازی میكرد...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: کاسه، چوبی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 خرداد 1392 توسط alli rezaei

مردی در صحرا دنبال شترش می گشت تا...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: شتر، ندیدی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 خرداد 1392 توسط alli rezaei

روزی عده ای مسجدی می ساختند...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: مسجد، بهلول،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 خرداد 1392 توسط alli rezaei



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: مادر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 فروردین 1392 توسط alli rezaei

روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیبا ترین قلب را درتمام آن منطقه دارد...




ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: قلب،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اسفند 1391 توسط alli rezaei

مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود، کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: زندگی، لوح،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 بهمن 1391 توسط alli rezaei

روزی مردی به خونه اومد و دید که دختر سه ساله اش قشنگ ترین و گرونترین کاغذ کادوی موجود در کمد اون رو تیکه تیکه کرده و با اون یه جعبه کفش قدیمی رو تزیین کرده...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: خالی، جعبه، قشنگ، دختر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط alli rezaei

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: تلاش، گنجشک، آتش،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 دی 1391 توسط alli rezaei

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند...



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: عروسی، ملا،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 دی 1391 توسط alli rezaei

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند.




ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان و حکایت، 
برچسب ها: گریه، امیرکبیر،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic